آفلاين


خانه وبلاگ
بايگاني شده ها
آلبوم عکس
تماس با من
درباره من
دوستان
اضافه به علاقه مندی ها
صفحه خانگی شود


» آخرين ارسالها
- شعر امروز
-
- دستگیری خرده فروشان مواد مخدر
- یانگوم
-

» موضوعات

» نويسندگان
- HOSEYN HASANI

» لينکستان
- http://medjai.anzaliblog.com/
- لبهای سرخ
- شاعران انزلی
- شیپورچی
- آبای انزلی چی
- شاعران خلخال
- انجمن ادبی تهران
- ادبیات در انزلی
- انزلی بلاگ
- شهر من انزلی
- فروشگاه آنلاين
- فروش هاست و دامنه

» دوستان
- meraj marjani
- حسن لطفی

» ياهو
second_m_star

» خبرنامه
برای عضويت در خبرنامه لطفا" ايميل خود را وارد کنيد:


» جستجو



» آماروبلاگ
نظرات: 20
نوشته ها: 65
بازديد امروز: 41
بازديد ديروز: 145
کل بازديدها: 25648


به وبلاگ عمومی و ادبی ورزشی خوش آمديد


آمون ( خداوند خورشید طلوع کننده )

با سلام به شما دوستان عزيزبازم سر وکله من پيدا شد . امتحانات ديگه پدر ما رو در آورد تا تموم شد . اصولا ما فني حرفه اي ها دو برابر شما امتحان داريم ، اول امتحان مهارت که در پادگان اجرا مي شه و بعدش امتحان کتبي که در دانشگاه اجرا ميشه مثل خودتون . به هر حال باز برگشتيم با يه مطلب تازه در مورد مصر سرزمين بيابانهاي سوزان ، سرزمين آفتاب ...
در ضمن هر کسي نظري داره و مي خواد خصوصي باشه فقط با اين ايميل تماس بگيره

marjani.meraj@gmail.com
 

Louxor_Amon_Ra_Alexandre.jpg

"آمون" خداوند خورشيد طلوع کننده

آمون خداوند بزرگ مصر بلقب شاه خدايان ملقب بود و وي را در يونان با زئوس تطبيق مي کردند اما اين خداوند در عهد قديمتر شهرت نداشته و لفظ آمون بمعني ان است که " از انظار مخفي و پنهان باشد " . آمون يکي از هشت خداوندي است که در خلقت و آفرينش جهان مداخله داشته است . براي امون در شهر طب معبدي درست کرده بودند و اين شهر در ان زمان يکي از شهرهاي کوچک شهرستان چهارم مصر عليا بشمار مي رفت و مرکز اين شهرستان در هرمونتس بمعني شهر مانت قرار داشت . مانت نام خداوندي است که در اين شهر پرستيده مي شد و لفظ آمون جزء نام آمنمحت ، نخستين پادشاه از سلسله دوازدهم مصر است و اهميت اين خداوند بجايي رسيد که دو نفر از فراعنه سلسه هجدهم مصر يکي موسوم به تاتموس و ديگري امن هوتپ خودشان را با اين دو نام فرزند خداوند ناميده اند .
آمون به شکل انساني مجسم ميشد که تاج بر سر و دو پر بلند و مستقيم به موازات يکديگر در بالاي تاج قرار داشت.
اين نقوش و مجسمه ها گاهي به حالت نشسته بر روي تخت و گاهي ايستاده و گاهي به شکل قوچي است که شاخهاي وي بپائين پيچيده باشد .
آمون خداي فراواني و حاصلخيزي بود و از وي تصويري بدست آمده که فرعون ، در حضور او دانه مي پاشد و يا درو مي کند.

 2612-375x600.jpg

آمون خداوندي است که قدرت و توانايي بفرعون عطا ميکرد و وي را بر دشمن پيروز مي گردانيد و به همين جهت است که اين خداوند در شهر طب يک خداوند ملي بشمار مي رفت و ان را بنام " آمون رع " سلطان خدايان لقب مي دادند و تصوير وي در مقبره ها مانند خداوندي است که در کشتي جاي گرفته و شب هنگام در مدت دوازده ساعت ، جهان زيرزمين را روشن ميکرد و در کتيبه ها و سنگ نوشته هاي معبد لوکسور نقل شده که جشن ولادت آمنهوتپ فرعون مصر در حقيقت جشن عشق و محبت آمون خداوند بزرگ خورشيد مي باشد.
پسر و جانشين آمنحوتپ در سال چهارم سلطنت خود درصدد بر امد اصلاحاتي در دين مصريان پديد آورد و دستور داد فقط دين و مذهب آتون يا آتن در تمام مصر به رسميت شناخته شود و آتن نام ديگر خداوند خورشيد است و وي نام خود را از آمنهوتپ به آخناتون تبديل نمود و پايتخت خود را از شهر طب به آخناتن نزديک شهر کنوني تل العماره تغيير داد و در اين شهر معبد جديد براي خداوند خود بنا کرد و در اين معبد هيچگونه مجسمه اي نصب ننمود و خداي خود را فقط در هيکل قرص خورشيد نمايان ساخت بحالتي که پرتو ان به اطراف پراکنده مي شد و وظايف روحاني را خود فرعون به عهده گرفت و مراسم عبادت و پرستش و عبادت در اين معبد مانند مراسمي بود که در عهد قديمتر در معبد خورشيد معمول بود .و در محوطه اين معبد يک ستون سنگي بنام " ابليسک " خورشيد بر پا کرد . در مراسم مذهبي فقط ميوه و نان پخش مي کردند و سرودي را که بوسيله خود اخناتون در ستايش خورشيد سروده شده بود مي خواندند و خورشيد را در اين سرود به صفت آفريننده آدمي و باني خيرات خطاب ميکردند و همه افراد در اين دين جديد اعم از اهل مصر يا بيگانه فرزندان آتن خداوند بزرگ بشمار ميرفتند و در اين عقيده يکنوع يکتا پرستي نهفته بود و حتي ساکنان متصرفات آسيايي فرعون را نيز شامل مي شد و در اين متصرفات ساکنان سوريه خداوندي موسوم به آدونيس و يا يهوديان خداي موسوم به آدونه را مي پرستيدند .

 2210107953_133d0dfccc.jpg

زماني که فرعون مصر " آخناتون " در حيات بود ، هيچکدام از خدايان مصري رسميت نداشتند و فقط آتن پرستيده مي شدو در واقع ميتوان گفت که در ان زمان عملا بر ضد خدايان مصر و بالخصوص بر ضد آمون و تثليث نخستين قيام شده و معابد اين خدايان متروک و ثروت اين معابد به معبد بزرگ آتن منتقل گشته بود و نام اين خدايان از سنگ نوشته ها و کتيبه هاي معابد و حتي از مقبر آمنحوتپ سوم پدر اخناتون در سلطنت پسر وي تحت نفوذ روحانيان عبادت و پرستش آمون بجاي اتن برقرار شد و نام فرعون جديد از توت عنخ آتن به توت عنخ آمون تبديل گرديد و طولي نکشيد که عبادت آمون همه جا معمول شد و در معبد وي بقدري ثروت جمع گرديد که با سه چهارم ثروت خدايان ديگر برابري ميکرد و در کتيبه رامسس سوم نقل شده که از جمله ثروت معبد آمون تعداد 81323 غلام و 421362 عدد دام و گوسفند ميباشد و روحانيون اين معبد به قدرت بسيار رسيدند تا به جايي که در زمان فراعنه سلسله بيستم سلطنت واقعي مصر در اختيار انان قرار داشت و مي توان گفت که خدايان در اين زمان مستقيما بوسيله روحانيون در سرزمين مصر سلطنت ميکردند و اين روحانيان تسلط خود را بسرزمين حبشه نيز وسعت دادند. معابد بزرگ آمون در شهر هاي طب ، لوکسور و کارناک برقرار بود و ويرانه هاي اين معابد در حال حاضر نظر هزاران جهانگرد و توريست را بخود جلب مي نمايد .

این مطلب مرتبط است با ...

50129218.jpg

Write By : Meraj Marjani  (بر گرفته از کتاب افسانه هاي ديني مصر باستان نوشته دکتر موسي جوان)


   ادامه مطلب...

¤ نوشته شده توسط king در پنجشنبه 13 تير 1387 ساعت 09:00 | موضوع: آمون ( خداوند خورشید طلوع کننده )
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | ارسال نظر - نظرات (3)



سالگرد تولد وب عجایب باستانشناسی

angel-cherub-happy-birthday-bouquet.jpg

سالگرد تولد وب عجايب باستانشناسي

با سلام خدمت دوستان و همراهان گرامي
امروز اولين سالگرد تولد وب عجايب باستانشناسي ( medjai) هستش.يک سال پيش در همين تاريخ اينجانب با ارسال اولين مطلب به زبان فارسي به نام ( مصريان باستان و ابديت ) کار خودمو شروع کردم ، البته چند مطلب اول وب به زبان انگليسي هستش . در ابتدا قصد داشتم تمام وب به زبا ن انگليسي باشه ولي بنا به درخواست بعضي از دوستانم ، مطالب به زبان فارسي نوشته شد .
جرقه اين کار به اونجا بر مي گرده که من يه کتاب به نام " Egypt " هديه گرفتم و تصميم گرفتم که مطالبشو به زبان انگليسي داخل وب قرار بدم. ولی بعدا به دليلي که گفتم زبان وب رو به فارسي عوض کردم.
عقيده من اينه که تمامي فارسي زبانان و هموطنان خارج از کشور بايد از اين مطالب به رايگان و بدون هيچ چشم داشتي استفاده کنند به دليل اينکه صد ها سايت در خارج از کشور اين مطالب رو به زبان انگليسي به صورت رايگان در اختيار جهانيان و هموطنان خودشون قرار مي دهند .
به ياد شعر سهراب افتادم که مي گفت : " من نديدم دو صنوبر را با هم دشمن ، من نديدم بيدي ، سايه اش را بفروشد به زمين " .
ولي متاسفانه عده اي از افراد از اين مطالب بدون ذکر منابع و گرد آورنده، در سايتهاي خود شان قرار مي دهند . و عده اي هم پا را فرا تر نهاده و به اسم خودشان از اين مطالب استفاده مي کنند . . اگر شما براي حقوق ديگران ارزش قائل باشيد انها هم براي حقوق شما ارزش قائل مي شوند . بس لطفا مطالب را با ذکر منابع و گرد آورنده ذکر کنيد . در ضمن آماري رو براتون فراهم کردم که اميدوارم براتون جالب باشه .

1_ در مدت يک سال وب عجايب باستانشناسي از 41 کشور بازديد کننده داشته که توسط موتور وبگذر ثبت گرديده که 15 کشور اول رو براي شما مي ذارم چون همش جا نميشه.

آمار کشور بازديدکننده ها
رتبه کشور تعداد ورودي درصد نمودار
1  ج. ا. ايران 8068
 87.42%
 
2  آمريکا 432
 4.68%
 
3  انگلستان 272
 2.94%
 
4  آلمان 59
 0.63%
 
5  کويت 54
 0.58%
 
6  امارات 46
 0.49%
 
7  افغانستان 41
 0.44%
 
8  هلند 32
 0.34%
 
9  کانادا 27
 0.29%
 
10  ايتاليا 23
 0.24%

11  سوئد 17
 0.18%
 
12  فرانسه 14
 0.15%
 
13  بلژيک 10
 0.1%
 
14  يونان 10
 0.1%
 
15  مالزي 10
 0.1%
 


 
2_سه مطلبي که بيشترين بازديد رو داشتن.

*عجايب باستانشناسي - تخت جمشيد _ 1515


 **عجايب باستانشناسي _ اسراري از سرزمين ايران  _362
 

 ***عجايب باستانشناسي - مصر سرزمين رازها _ 287
 

در ضمن اهنگ وب هم عوض کردم که يه کم از حالت خشکي در بيايد .


 هر گونه پيشنهاد و يا انتقادي در مورد وب دارين بذاريد . تا از نظرات شما استفاده کنيم.
با تشکر
meraj marjani
marjani.meraj@gmail.com 

¤ نوشته شده توسط king در جمعه 31 خرداد 1387 ساعت 12:52 | موضوع: سالگرد تولد وب عجایب باستانشناسی
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | ارسال نظر - نظرات (2)



ایندیانا جونز _4

ورود یک باستانشناس 

ایندیانا جونز وارد می شود

Indiana Jones 4 - The Kingdom Of The Crystal Skull

 

مجموعه "اينديانا جونز" سال 1981 با فيلم سينمايي "مهاجمان صندوقچه گمشده" آغاز شد و دومين قسمت آن در 1984 با عنوان "اينديانا جونز و معبد مرگ" به نمايش درآمد. سومين قسمت مجموعه هم "اينديانا جونز و آخرين جنگ صليبي" بود. سه فيلم اول "اينديانا جونز" 18/1 ميليارد دلار فروختند. شيا لابوف، ري وينستن، جان هرت و جيم برودبنت بازيگران فيلم جديد هستند.

 

داستان فيلم چهارم از 1957 آغاز مي شود. اينديانا جونز که استاد دانشگاه است، پي مي‌برد به همکاري با کمونيست‌ها متهم شده و به زودي کار خود را از دست خواهد دارد. او در حال خروج از شهر با مات، جواني موتورسوار و شبيه جيمز دين آشنا مي‌شود که از اينديانا جونز مي‌خواهد در ماموريتي براي پيدا کردن "جمجمه بلورين" آکاتور و نجات مادرش با او همراه شود.

رويترز اعلام کرد هريسن فورد در چهارمين قسمت مجموعه "اينديانا جونز"، نقش باستانشناس ماجراجو را تکرار کرده که اين بار براي پيدا کردن جمجمه‌اي حاوي قدرت‌هاي اسطوره‌اي با يک مامور اهريمني KGB با بازي کيت بلانشت رقابت مي‌کند.

May 22nd, 2008
 Steven Spielberg
 
 Harrison Ford, Cate Blanchett, Karen Allen, Ray Winstone, John Hurt, Jim Broadbent, Shia LaBeouf

www.indianajones.com

Write By:Meraj Mrjani

 

¤ نوشته شده توسط king در سه شنبه 14 خرداد 1387 ساعت 09:24
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | ارسال نظر - نظرات (5)



دانلود_عکس

با سلام چند تا فایل زیپ عکس براتون گذاشتم برای دانلود امیدوارم که خوشتون بیاد.

H-P.jpg

این عکسها مربوط به والپیپر وب هستش که به صورت تکی می تونید در اون قسمت دانلود کنید ولی من همه رو زیپ کردم.

دانلود-حجم1.08MB


 TABIAT_1.jpg

این هم عکسهای طبیعت - قسمت اول

دانلود-حجم1.76MB


 TABIAT_2.jpg

این هم قسمت دوم

دانلود-حجم1.37MB

 

 gonagon.jpg

عکسهای گوناگون_1

دانلود_حجم1.65MB

¤ نوشته شده توسط king در جمعه 3 خرداد 1387 ساعت 11:05 | موضوع: دانلود
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | ارسال نظر - نظرات (6)



اهرام مصر

با سلام خدمت شما دوستان امروز درباره تاریخچه اهرام مصر و طرز ساخته شدن انها برای شما صحبت می کنیم ، فکر می کنم جای این چنین مطلبی در وب خیلی خالی بود .
از دوستانی که مقاله ای در مورد مصر یا تمدنهای دیگری دارند تقاضا دارم مطالب خود را به این آدرس میل کنند.
marjani.meraj@gmail.com
ضمنا نظر خود را در مورد این مطلب در قسمت نظرات قرار دهید . با تشکر

 pyramids.jpg

اهرام مصر

آرامگاه فراعنه بزرگ اهرام عظيمي بود . بناهاي بسيار بزرگي از سنگ که براي نگهداري دائمي پيکر فرعون طراحي شده بودند . اين اهرام در جيزه ، منطقه اي خارج از شهر باستاني ممفيس در غرب رود نيل قرار داشتند . اين اهرام نه تنها آرامگاه فراعنه ، بلکه نمادي از قدرت عظيم و هميشگي فرعون بود . روند ساختن اهرام خود نشاندهنده اين بود که حاکم در تنظيم منابع کشور چقدر با کفايت است . فراعنه سلطنت قديم اهرام متعددي ساختند به طوري که اين دوره را عصر اهرام مي نامند.
طي دوره سلطنت قديم ، معمار اصلي فرعون مسئول طراحي آرامگاه وي بود . يکي از وظايف او اين بود که مطمئن شود که مطابق رسوم مصر باستان مدخل ورودي آرامگاه رو به شمال باشد . براي انجام اين وظيفه ، معمار از دانش نجوم استفاده مي کرد . ابتدا کارگران با خشت گلي ديواري گرد مي ساختند تا يک افق مصنوعي به وجود بيايد . هنگام شب دستيار معمار در حالي که در مرکز دايره ايستاده بود ، محلي را که ستاره اي در آسمان طلوع مي کرد ، مشخص مي نمود . هنگام سحر نيز محل غروب ستاره را مشخص مي کرد . سپس از اين دو نقطه دو خط به مرکز دايره کشيده مي شد و زاويه حاصل بين اين دو خط نصف مي شد . خط نيمساز زاويه رو به شمال حقيقي بود .
مصري ها رياضيات را به وجود آوردند تا در ساختن اهرام به انها کمک کند . قبل از اقدام به ساختن اهرام آن ها بايد محاسبه مي کردند که براي ساخت هرم چه مقدار سنگ لازم است ، ديواره ها بايد دقيقا با چه زاويه اي ساخته شوند و  تامين غذاي کارگران ، فرعون چه مقدار غذا بايد تهيه کند . به اين ترتيب آن ها نظام کتابت ارقام را بر اساس عد ده _ شبيه به نظام ده دهي امروزي _ ابداع کردند . همچنين کسر را به وجود آوردند و براي تسهيل شمارش ، جمع و تفريق از تلفيق کسر و عدد صحيح استفاده مي کردند . مصري ها فرمول هايي براي اندازه گيري مساحت مربع ، مثلث،  دايره و نيز حجم استوانه ، کره و هرم به دست آوردند .
آرامگاه هاي فراعنه ابتدايي همگي چهارگوشهاي بزرگ و يک طبقه اي بود که از خشت ساخته شده بود و به ان " مصطبه " مي گفتند . نخستين هرم براي " زوسر " ( جوسر ) نخستين فرعون مقتدر سلطنت قديم و بنيانگذار سلسله سوم ساخته شد معمار اعظم فرعون " ايمحوتپ " بر ساخت ان نظارت مي کرد . ايمحوتپ براي بقاي ساختمان آرامگاه تصميم گرفت از سنگ به جاي آجر گلي استفاده کند . سپس او ساخت يک مصطبه مربعي شکل را آغاز کرد ، سپس به تدريج طبقات کوچک تري روي آن ساخت ، تا هرم پله پله عظيم ساخته شد . ارتفاع اين هرم حدود شصت متر بود و نخستين بناي سنگي عظيم در جهان به شمار مي رود .
 

StepPyramidOfZoser[1].jpg

با گذشت زمان ، طرح هرمها تغيير يافت و فرمانروايان ساختن هرمهايي با ديواره هاي صاف را آغاز کردند . هر يک از اهرام يک قاعده مستطيلي شکل و چهار وجه صاف مثلثي داشت که در قله هرم به يکديگر مي رسيدند . نخستين فرمانروايي که چنين هرمي ساخت " سنفرو " ، بينانگذار سلسله چهارم بود . هرم او به مراتب بزرگتر از هرم " زوسر " و " خوفو " ، پسر " سنفرو " بزرگ ترين هرم را در سال 2500 قبل از ميلاد ساخت . اين هرم را هرم اعظم مي ناميدند .

 1420Close20view20of20the20Chefren20pyramid.jpg

هرم اعظم

هنگامي که ساخت هرم اعظم به پايان رسيد ، قله ان تقريبا صد و پنجاه متر بالاتر از سطح زمين بود و بيش از سيزده هکتار مساحت داشت . در ساخت هرم اعظم بيش از دو ميليون تخته سنگ به کار رفته بود و هرم توسط کارگران بدون کمک حيوانات ، ابزار تخصصي يا حتي چرخ ساخته شد . بر اساس گفته " ژان فرانسوا شامپو ليون " : " هيچ کس در دنياي کهن و يا دنياي امروزي مثل مصري هاي باستان درکي اين چنين عالي و والا از هنر ساختمان نداشته است . "
مورخان معتقدند که براي ساختن هرم اعظم حدود صد هزار کارگر به مدت بيست سال کار کرده اند . اغلب کساني که به عنوان کارگر ساختماني در مصر باستان کار مي کردند ، رعايايي بودند که در فصل طغيان نيل که نمي توانستند در مزارع کشت و زرع کنند ، در اهرام کار مي کردند . علاوه بر کارگران کاتبان ، نقشه برداران ، نجاران و حجاران نيز در اهرام کار مي کردند . از هيچ برده اي براي کار استفاده نمي شد تا بعد ا که فراعنه مصر امپراطوري مصر را به وجود آوردند و اسيران جنگي زيادي با خود آورند .
هنگامي که محل هرم انتخاب مي شد ، کارگران براي يافتن و حمل سنگ بسيج مي شدند . بعضي از سنگ ها سنگ خارا بود که از " آسوان " ، حدود ششصد کيلو متري جنوب ، آورده مي شدند . صنعتگران بسيار ماهر براي شکل دادن تخته سنگهاي عظيم الجثه از ابزار ساده مسي و سنگي استفاده مي کردند . اين کار به حدي دشوار بود که ان ها را به گروه هاي ساختماني مختلف از قبيل " گروه شکيبا " و " گروه زورمند " تقسيم مي کردند . پس از شکل دادن تخته سنگها ، آن ها را که حدود 2/5 تن وزن داشتند ، روي ارابه هاي چوبي مي گذاشتند و با طناب مي بستند . اين ارابه ها با مسيري که با الوار فرش شده بود ، به سوي رود نيل کشيده مي شد . در ان جا سنگ ها را روي کر جي هاي خاصي که با شن پر شده بودند ، مي گذاشتند و به محل آرامگاه مي بردند . در محل آرامگاه سنگها را تخليه مي کردند و روي سطوح شيبدار بزرگ بالا مي کشيدند ، اين اهرام که از دور در آسمان جلوه گر مي شدند ، نماد سلطه فراعنه قديم بر تمام زندگي دنيوي و اخروي در مصر باستان بود .
فراعنه با حکومت و نيز اعتبار مذهبيشان در مورد اقتصاد و سياست مصر ، ايين مذهبي مصر و حتي اين که کدام يک از مصريان امتياز سفر زندگي بعد از مرگ را دارند تصميم گيري مي کردند . شايد در هيچ جاي ديگري مثل " ممفيس " ، پايتخت مصر در دوره سلطنت قديم ، نفوذ فراعنه تا اين حد نمايان نبوده است .

sunset_2.jpg

Write By : Meraj Marjani  برگر فته از کتاب فراعنه مصر " Brenda Smith" ترجم آزيتا ياسائي

 


   ادامه مطلب...

¤ نوشته شده توسط king در سه شنبه 31 ارديبهشت 1387 ساعت 08:45 | موضوع: اهرام مصر
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | ارسال نظر - نظرات (4)



نمایشگاه بین المللی کتاب _ اردیبهشت 87

ketab_15.jpg 

با سلام یه چند تایی عکس تهیه کردم از نمایشگاه بین المللی تهران برای اونهایی که رفتن و اونهایی که نرفتن و نتونستن .
نمایشگاه بی نهایت بزرگی بود در قسمت مصلی تهران کتابهای فارسی یک طرف بود و کتابهای خارجی جدا و دیگر هیچ ...

 ketab_14.jpg


بعد از سوار شدن به اتوبوس به محل دائمی نمایشگاه رسیدیم ، خدا کسی رو گرفتار اونجور شلوغی نکنه . و اگر کسی رو هم گرفتار اونجا کرد به اون صبر بده ...
این هم قسمت داخل مصلی که بسیار نماکاری های زیبایی شده بود.


 ketab_16.jpg

اونقدر کتاب زیاد بود که ادم کلافه می شد برای منی که عاشق کتاب بودم البته هیچ مشکلی ایجاد نکرد. فقط پاهام خیلی درد گرفته بود...


 ketab_17.jpg

این هم کتابهایی که خیلی علاقه داشتم کتابهای پرفسور اریک فون دنیکن ...


ketab_18.jpg 

قسمت کتابهایی که بهشون بسیار علاقه داشتم و از زمان کودکی اونها رو مطالعه می کردم...

ketab_19.jpg
 

کتابهای شاعر گرانقدر شهریار که جدیدا فیلم اونم از شبکه دوم سیما در حال پخشه البته می دونم که دختر شاعر بزرگ شهریار هم از کارگردان این مجموعه برای ارائه اغراق زیاد این سریال شکایت کرده.

ketab_20.jpg
 

این غرفه خارجیه جایی که من و خیلی از افراد فقط برای تماشا رفته بودیم چون به بودجه ما نمی خورد ولی واقعا کتابهای با ارزشی بودند . ادم وقتی کتابهای انها رو می بینه . کاملا متوجه می شه که خیلی غنی تر از کتابهای ماست.
وقتی دیدم که تو غرفه خارجیها چیزی دستگیرم نمی شه رفتم به قسمت " اعراب " رفتم داخل یه غرفه اول فکر کردم که طرف ایرانیه گفتم قربان کتاب تاریخ مصر رو دارین ؟ گفتش " تاریخ مصر " گفتم " نعم سیدی " بعد رفتش که کتاب که مال صد سال پیش مصر بود آورد گفتم سید " مصر قدیم " فرعونی بعد گفتش " او فرعون " و بعد رفت یه کتاب دیگه آورد من نگاه کردم دیدم هیچ عکسی نداره گفتم این که تصویر نداره . به من گفت تصویر و من عکس رو جلد کتابها رو بهش نشون دادم و او گفت " او " الصور " گفتم نعم الصور و بعد برام یه کتاب واقعا زیبا آورد که در سطح کتابهای انگلیس بود پر از عکس من هم بعد چانه زنی فراوان کتابو خریدم به مبلغ 12000 هزار تومان . به قول اونها 12000 خمینی "
"پایان"

write by " Meraj Marjani


¤ نوشته شده توسط king در شنبه 21 ارديبهشت 1387 ساعت 10:56 | موضوع: گزارش تصویری از نمایشگاه بین المللی کتاب
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | ارسال نظر - نظرات (6)



نفرین فرعون_3

با سلام خدمت شما دوستان عزيز اميدوارم که هميشه موفق باشيد امروز قسمت سوم ( اخر ) نفرين فرعون را به پايان مي برم در قسمت اول و دوم به زندگي فرعون اخناتون و توت عنخ آمون اشاره کوتاهي کرديم امروز به ادامه اين مباحث مي پردازيم در ضمن دوستان براي حمايت از وب خودتان روي تبليغات کليک کنيد . و دوستاني که از مطالب برداشت مي کنند نام گرداورنده ، منابع و وب ما را نيز فراموش نکنند. با تشکر

 surf.jpg

 صحنه زیبای تقابل دو انسان بعد از 35 قرن

نفرين فرعون_3

ديوار را با احتياط کامل برداشتند و به درون رفتند . انجا اتاقي بود انباشته از انواع وسايل گرانبها و لوازم زندگي که همه به روزگار باستان تعلق داشت . هاوارد درباره ان کشف بزرگ نوشته است : " از سه هزار سال پيش ، پاي هيچ ادميزادي به ان دخمه نرسيده بود و در ان لحظه ما در حال گشودن دفتري ديگر از تاريخ تمدن بشر بوديم ."
اما ، بر خلاف انچه هاوارد مي پنداشت ، پيش از انها کساني به درون دخمه راه يافته بودند ! زيرا ، هيچ نظم و ترتيبي در قرار گرفتن اشياء نبود . ظاهرا اتاق و چيزهايي که به طرزي درهم و بر هم به هر سو افتاده بود ، نشان مي داد که افرادي وارد اتاق شده و هر چه را يافته بودند ، با شتاب جمع آوري کرده و با خود برده بودند . جعبه هاي خالي ... کوزه هاي شکسته ... لباسهاي پاره... ارابه هاي طلايي واژگون شده ...و ... همه ، نشان از يک دستبرد شتاب آلود داشت . با اين حال ، بسياري از اشياء با ارزش هنوز بر جاي مانده بود.
در ادامه عمليات ، گروه اکتشاف به دو اتاق رسيد . هر اتاق انباشته از لوازم و چيزهاي متعلق به هزاران سال قبل بود و ... همه اشفته و بي نظم ! به نظر ميرسيد دزدها در همه حال يک قدم جلوتر از گروه اکتشاف هستند .
هاوارد در دفتر يادداشت روزانه خود نوشت : " اين دزديها ، بي ترديد هزاران سال پيش اتفاق افتاده است . بي شک در مصر باستان گروههايي از دزدان بوده اند که کار انها دستبرد زدن به مقبره ثروتمندان بلافاصله پس از دفن بوده است . زيرا انها فقط طلا و جواهرات به سرقت برده اند و از ترس اينکه مبادا نگهبانان سر برسند ، با شتاب مقبره را ترک کرده اند."
اما ، اگر اين دخمه ها ، مقبره و يا مقبره هايي بودند ، پس چرا هيچ جنازه اي در انها نبود ؟
بررسي دخمه ها به دقت و مرحله به مرحله انجام شد . در گوشه اي از اتاق سوم ، قسمتي از ديوار با خشت و ساروج مسدود شده بود . وقتي اين قسمت را نيز گشودند ، هاوارد با شور و هيجان بسيار دريافت که در اين مرحله ، دزد ها نتوانستند جلو تر از انها عمل کنند . هاوارد قدم به اتاقي نهاد که به راستي از سه هزار سال پيش تا ان لحظه کسي وارد ان نشده بود .

 entry_room.jpg

ديوار هاي اين اتاق از نقاشي  ديواري و نوشته هايي به خط زيباي هيروگليف پوشيده بود . دو مجسمه نيزه به دست ، در دو طرف مدخل اتاق چنان قرار گرفته بودند که انگار نگهبانهايي براي حفاظت از ان اتاق بودند. درست در کنار مجسمه ها ، قايقي از طلا همراه با هفت پاروي طلايي بود و رو به روي انها پرده اي طلايي روي چيزي که در نگاه اول معلوم نبود چيست قرار داشت . هاوارد بايد چنان پرده را با احتياط بر مي داشت که نه به خود ان اسيبي وارد مي امد و نه به انچه که در زير ان بود . اين کار مدتي وقت گرفت .
سر انجام ، وقتي که پرده کنار رفت ، راز بخش ديگري از تاريخ کشف شد . چشمان حيرت زده هاوارد صحنه اي را ديد ، که از 35 قرن قبل از ان ، نگاه هيچ انسان ديگري بر ان نيفتاده بود : در ميان تابوت بزرگي از ابنوس ، جسد موميايي شده فرعون " توت عنخ آمون " ، در خواب ابدي و در حالي که يک عصا سر کج و يک خر من کوب " نشانه سلطنت الهي " در دست داشت که بر روي جسد يک ماسک طلايي قرار داشت .

MiddleCoffinLeftViewWallpaper1.jpg 

در تهيه اين ماسک زرين ، چنان هنر و دقتي به کار رفته بود که انسان گمان مي کرد با فرعون رو در رو شده است . وقتي هاوارد ماسک طلايي را برداشت چهره موميايي شده فرعون را ديد ، در تاريخ باستانشناسي رويدادي هيجان انگيز از رويارويي دو انسان به فاصله 3500 سال به وقوع پيوست .
نکته بسيار مهم اين کشف در ان بود که تا ان زمان ، جنازه موميايي شده هيچ فرعون ديگري از دره سلاطين (valley of the kings) يافت نشده بود .
انتشار اين خبر مهم در سال 1923 ميلادي که : مقبره توت عنخ آمون در حفاريهاي دره اي در نزديکي منطقه الاقصر کشف شده است ، دنيا را به هيجان اورد . هيچ اکتشاف تاريخي ديگري همچون اين کشف بزرگ مورد توجه رسانه هاي گروهي جهان قرار نگرفته و چنين شور و هيجاني به پا نکرده بود . در صدر همه خبرها و تفسير ها اين جمله ديده مي شد : " خواب 3500 ساله فرعون اشفته شد ."
درست در استانه اين پيروزي بزرگ بود که لرد کارناروون ، دوست و همراه هاوارد در گذشت ! با مرگ ناگهاني او عده اي به کنايه گفتند که گرفتار خشم و نفرين فرعون شده است . ديري نگذشت که يکي ديگر از اعضاي گروه به شکلي مرموز در گذشت ! از همه شگفت اورتر اين بود که يک دانشمند زيست شناس ، درست در همان لحظه که مشغول عکسبرداري از اجزاي بدن فرعون با اشعه ايکس بود ، سکته کرد و درگذشت ! . پزشکان مي گفتند که اين مرگها همه تصادفي هستند . برخي نيز معتقد بودند که هواي داخل مقبره ها الوده به ميکروبي ناشناخته و خطرناک بوده که موجب چنين مرگهاي مرموزي شده است .
اما ، آزمايشها علمي ثابت کرد که هيچ ميکروبي در ان هوا نيست و يکي از دلايل مصون ماندن جسد فرعون از فساد و تباهي نيز همين امر بوده است . به هر حال ، مطبوعات به هيچ وجه حاضر نبودند از اين موضوع دست بردارند .
ماجرا زماني شگفت انگيز تر شد که که تقريبا طي هفت سال پس از کشف جنازه فرعون ، همه اعضاي گروه بيست نفره اکتشاف يکي پس از ديگري و هر يک به شکل مرموزي مردند و تنها هاوارد باقي ماند که او نيز نمي توانست هيچ دليل قانع کننده اي از ان مرگهاي پي در پي ارائه دهد !
آيا به راستي نفرين فرعون بود که چنين دامنگير گروه اکتشاف شده بود ؟ آيا ميکروب يا ويروسي مرگبار ، اما مجهول بود که ان افراد را آلوده کرده و باعث مرگشان شده بود ؟
هنوز کس نتوانسته است دليلي قانع کننده براي ان بيان کند . اما اين مهم است که سرانجام هاوارد کارتر به کمک دانش و پشتکار خود موفق شد پاسخي شايسته به تاريخ نويسان بدهد و معماي فرعون توت عنخ آمون را براي هميشه حل کند . ( پايان )

*مطالعه بیشتر در این قسمت* 

ttburton_exgal_05.jpg

Write By : Meraj Marjani  (بر گرفته از کتاب کاوش در گذشته تاليف هوشنگ فتحي)


   ادامه مطلب...

¤ نوشته شده توسط king در پنجشنبه 5 ارديبهشت 1387 ساعت 07:04 | موضوع: نفرین فرعون_3
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | ارسال نظر - نظرات (11)



نفرین فرعون_2

"سخني با خوانندگان "

با سلام خدمت شما دوستان ، مسافرتها و ديد و بازيد ها چطور بود ؟ خوش گذشت اميدوارم که از تعطيلات استفاده کرده باشيد ، بالاخره بهار هم رسيد هوا بسيار خوب و مطبوع شده و جون مي ده براي ايروبيک!!!
دوستان عزيز چند تقاضا از شما دارم که در سال جديد بيشتر به ان دقت کنيد 1_ در صورت مشاهده هر گونه غلط املايي در حين خواندن مرا مطلع کنيد تا ان را اصلاح کنم چون در متون دست نويس اينگونه اشکالات پيش مي آيد . 2 _ دوستاني که وب مرا در لينکستان خود اضافه کرده اند و به من اطلاع نداده اند ، به من اطلاع دهند تا انها را در قسمت لينکستان وب خودم اضافه کنم 3 _ براي حمايت از وب خودتان روي تبليغات کليک کنيد . در ضمن نظرات شما روشني بخش راه مان خواهد بود . با تشکر ... 

 tutankhamun.jpg

نفرين فرعون-2

توت عنخ آمون ، مانند همه بچه ها شيفته بازي و تفريح بود و شکار و تير اندازي و قايقراني بر رود نيل را به امور حکومت و حل کردن مشکلات سلطنت ترجيح مي داد . ضعف فرعون کوچک در کشور داري ، سبب قدرت يافتن درباريان و از جمله سردار سپاه او " هورم هب " شد . به اين ترتيب ، هنوز مدتي از زمامداري " توت عنخ آمون " نگذشته بود هورم هب با همدستي چند نفر از درباريان نقشه قتل فرعون جوان را کشيد تا خود به سلطنت مصر برسد .
مصريان باستان معتقد بودند که پس از مرگ ، تا زماني که جسم آنها سالم باشد ، روحشان نيز زنده خواهد ماند . به همين جهت مردگانشان را موميايي مي کردند تا جنازه پوسيده نشود و روح زنده بماند .
موميايي کردن مرده ها ، به خصوص  در مورد فرعونهايي که مي مُردند ، با دقت کامل انجام مي شد و به دست مومياگر هاي با تجربه و ماهر صورت مي پذيرفت . از طرفي ، هواي خشک و سوزان و بدون هر گونه آلودگي و ميکروب داخل مقبره ها ، کمک بسيار موثري بود در جلوگيري از فساد و نابودي جسدهاي موميايي شده و سالم ماندن آنها .

 howardcarter.jpgKing20Tuts20Throne.jpg

طبق باورهاي مصريان باستان ، مردگان در دنياي ديگر ، زندگي را به نوع ديگر آغاز مي کردند و بنابراين ، نيازمند خانه هايي محکم بودند تا در آينده از باد و باران و طغيان رود نيل ويران نشود . همچنين ، براي زندگي در دنياي پس از مرگ نيز بايد به قدر کافي وسايل زندگي مي داشتند . به همين جهت هر فرعوني که مي مرد ، بخشي عظمي  از ثروتش را همراه جسد مومياي شده اش دفن مي کردند . در اين ميان ، فراعنه که در زمان حيات خود زندگي باشکوهي داشتند ، مقبره خود را در دل صخره ها حفر مي کردند ، يا به صورت هرم هاي بزرگي مي ساختند . و در اتاق اي درون هرم انواع جواهرات ، لباسهاي فاخر ، ظرفهاي زرين ، کوزه هاي شراب و غذا ، اسلحه ، تخت پادشاهي ، ارابه هاي جنگي ، و حتي قايق مخصوص با هفت پاروي طلايي براي عبورد از رودها و درياهاي آن جهان قرار مي دادند تا آسايش و رفاه اين جهان را در ان جهان نيز داشته باشند .
امروزه بيشتر اطلاعات ما درباره تمدن مصر باستان ، به دليل کاوشهايي است که باستانشناسها در مقبره هاي قديمي و اهرام مصر و دره سلاطين انجام داده اند . آنها از روي آثار بدست آمده از اين مقبره ها و مطالعه آنچه به خط هيروگليف بر ستونهاي قصرها و معبد ها و ديوار مقبره ها نوشته شده است ، توانسته اند به راز و رمز تمدن درخشان مصر باستان پي ببرند .
هيروگليف خط تصويري مصريان قديم بود . آنها منظور خود را با ترسيم شکل انسان و حيوان و نباتات و ديگر چيزها بيان مي کردند . باستانشناسها تا مدتها قادر نبودند از خط هيروگليف سر در بياورند . اما در سال 1799 توسط يکي از سربازان ارتش ناپلئون ( امپراطور فرانسه ) قطعه سنگي در دهانه رود نيل ، واقع در حوالي روستاي " روزتا " به دست آمد . بر اين قطعه سنگ ، در سه ستون به سه زبان يک مطلب واحد حکاکي شده بود . يکي به به خط معمولي مصريان باستان ، ديگري به خط يوناني و سومي به خط هيروگليف ( تصويري ) . تاريخ نگارش اين سه متن ، سال 195 قبل از ميلاد بود .
در سال 1819 ، يعني بيست سال پس از پيدا شدن " قطعه سنگ روزتا " ، سرانجام کوششهاي يک باستانشناس فرانسوي به نام " شمپليون " به نتيجه رسيد و او با مقايسه کردن الفباي سه خط ، موفق شد رمز خط هيروگليف را کشف کند و مطالب نوشته ده بر روي سنگ روزتا را که در ستايش فرعون مصر بود ، بخواند . از آن پس ، همه سنگ نبشته ها و پاپيروسهاي مصر باستان ترجمه شد و پرده از روي تاريخ مصر باستان بر افتاد .

 14.jpg

اما ، باز هم هيچ نشانه اي از فرعون " توت عنخ آمون " به دست نيامد و اثر او در ميان آثار بدست آ مده از اهرام يافت نشد . باستانشناسها گمان مي کردند که مقبره فرعون " توت عنخ آمون " را نيز همانند ديگر مقبره ها و مکانهاي تاريخي مصر ، دزدان يافته و غارت کرده اند و به همين دليل است که اثري از اين فرعون به دست نمي آيد .
اما هاوارد کارتر ، باستانشناس انگليسي اعتقادي جزء اين داشت . او معتقد بود که مقبره فرعون توت عنخ آمون ، پس از گذشت قرنها و هزاره ها ، چنان در زير لايه هاي شن و ماسه مدفون شده است که دست هيچ انساني بدان نمي رسد . لرد کارناروون که يک لرد ثروتمند انگليسي و علاقه مند به آثار باستاني و از جمله دوستان هاوارد کارتر بود نيز همين فکر را داشت .
اين دو در سال 1914 شروع به اجراي يک سلسله عمليات شناسايي و باستانشناسي در دره سلاطين ( مصر ) کردند . در اين دره ، پيش از ان 26 مقبره از فرعونهاي مصر کشف شده بود و ديگر کسي گمان نمي کرد مکاني کشف نشده باقي مانده باشد . گذشته از باستانشناسها ، دزدان آثار باستاني هم وجب به وجب اين دره را طي سالها زير و رو کرده بودند .
آيا فرعون توت عنخ آمون يک افسانه بود ، آيا اصولا در سلسله فرعونهاي مصر چنين فرعوني وجود داشته است ؟ مگر نه آنکه به گفته تاريخ و تاريخ نويسان ، جنازه موميايي شده اين فرعون هم طي مراسمي باشکوه در يکي از مقبره هاي دره سلاطين قرار داده شده بود ؟ در اين صورت ، اين مقبره کجا بود ؟
در کاوشهاي قبل از هاوارد کارتر ، يک جعبه عاج و يک کاسه فلزي يافت شده بود که به هر دوي آنها نام فرعون " توت عنخ آمون نقش بسته بود .
شش فصل از يک کاوش سازمان يافته و همه جانبه گذشت ، بي آنکه مقبره يا حتي نشاني از آن بدست آيد . گروه اکتشاف دچار خستگي و ناميدي شديدي شده بود . اگر وضع به همين منوال مي گذشت ، شايد گروه ناچار مي شد براي هميشه اين فکر را کنار بگذارد و از ادامه کار دست بردارد .
در مرحله اي از اکتشاف ، زماني که کارگران در عمق 6 متري مشغول کار بودند و با احتياط تمام لايه لايه خاک را بر مي داشتند ، با ديوار آجر چيني شده روبه رو شدند . اين کشف گروه را هيجان زده کرد. آيا اين همان مدخل مقبره گمشده فرعون نبود که با آجر و ساروج مسدود شده بود ؟ ( قسمت دوم ) ادامه دارد ...

* مطالعه بیشتر در این قسمت *

howardcarter.jpg

write by: Meraj Marjani   " بر گرفته از کتاب کاوش در گذشته تاليف هوشنگ فتحي "


   ادامه مطلب...

¤ نوشته شده توسط king در پنجشنبه 15 فروردين 1387 ساعت 08:42 | موضوع: نفرین فرعون_2
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | ارسال نظر - نظرات (8)



نفرین فرعون

 norooz10.jpg

سال نو بر تمامي هموطنان در داخل و خارج کشور مبارک باد و با آرزوي سالي پر از موفقيت براي شما "

 

امروز با هم به کشور مصر مي رويم کشور ماسه هاي سوزان . در ضمن از عزيزان تقاضا مي شود که اگر انتقاد و پيشنهادي در بهتر شدن وب دارند با نظرات زيباي خود ما را در جريان بگذارند .@@ در ضمن برای مشاهده تصاویر زیبا از تمدنهای جهان به قسمت " Wallpaper " مراجعه کنید.@@
ايميل :
marjani.meraj@gmail.com

 PLPE0034.jpg

 در این تصویر اخناتون و ملکه نفرتی تی را نمایش می دهد که هدایا و گلهای نیلوفر آبی را تقدیم " آتن " خدای خورشید می کنند اخناتون با رواج پرستش تک خدایی انقلابی بزرگ در عهد باستان به وجود آورد

نفرين فرعون

تمدن مصر باستان ، براساس سلطنت فرعونهايي که خود را فرزندان خداوند مي شمردند و معتقد بودند که از طرف خدايان شفاعت يافته اند و حمايت مي شوند ، از جمله بزرگترين و با شکوه ترين تمدنهاي باستاني بشمار مي رود .
فرعون" امن حوتپ سوم" که در سال1370 پيش از ميلاد در  مصر سلطنت مي کرد ، چندان مايل به پرستش خدايان متعدد و آمون ( خداي خدايان ) نبود . اما آمن حوتپ از بيم کاهنان قدرتمند معبد آمون نتوانست افکار خود را بيان کند .
در سال 1357 پيش از ميلاد ( حدود 3500 سال پيش ) آمن حوتپ سوم در گذشت و فرزندش آمن حوتپ چهارم به سلطنت رسيد . او که متاثر از افکار پدر بود ، تصميم گرفت که اعتقادات مردم مصر را اصلاح کند و دين جديدي بر مبناي يک خداي واحد به وجود آورد . به اعتقاد او ، بايد " اتن " ( يعني آفتاب) پرستيده مي شد ، زيرا وقتي خورشيد مي تابيد ، به زمين نور و حرارت مي بخشيد . پس ، خورشيد سرچشمه زندگاني است و با نور افشاني ان است که انسان قادر به ادامه زندگي مي شود .
امن حوتپ ، نام خود را" اخناتون " ( به معني دوستدار آفتاب) گذاشت و از مردم خواست تا دست از پرستش آمون و خدايان ريز و درشت بردارند و پس از ان ، همچون او ، از " اتن " پيروي کنند .
به فرمان اخناتون ، مجسمه هاي آمون در معبدها سرنگون شدند ... کاهنان معبد آمون را بيرون راندند ...
و شاخها را که علامت آمون بود ، شکستند تا به جايش علامت دين جديد را قرار دهند .
علامت دين جديد ، دايره اي به نشانه خورشيد بود که از ان شعاهايي به اطراف کشيده مي شد و انتهاي هر شعاع يک دست بود که صليبي را نگه مي داشت . اين مجموعه را به فمان اخناتون ، " صليب حيات" نامگذاري کردند و پيروان جديد بايد ان را به گردن مي انداختند .
اخناتون براي آنکه بتواند سلطنت خود را حفظ کند و به دين تازه قدرت بخشد ، برآن شد که که يک معبد بزرگ و با شکوه در شهر" ِتبس " که پايتخت مصر بود براي اتن بسازد .
پيروان امون در برابر دين جديد مقاومت مي کردند  و حاضر نبودند اتن را بپرستند . به دستور اخناتون ، هر کسي را که گمان مي رفت مريد آمون است ، دستگير مي کردند و براي کار اجباري به معادن و ساخت مقبره ها مي فرستادند . به همين جهت ، تا چندين سال کسي جرات نداشت نام آمون را بر زبان بياورد . اما ، طرفداران آمون هم پنهاني به دور يکديگر جمع مي شدند . رفته رفته عده انها زياد شد و به جايي رسيد که آشکارا آمون را خدايي حقيقي و کامل مي خواندند و اتن را تحقير مي کردند . کم کم ، اختلاف بين طرفداران " اتن " و " امون " به قدري بالا گرفت که حتي پسر از پدر ، برادر از برادر ، شوهر از زن و دوست از دوست جدا مي شد . طرفداران اين دو دسته هرگاه به هم مي رسيدند ، جنگ در مي گرفت و چندين کشته و زخمي بر جاي مي گذارد .
بزودي خشم طرفداران آمون شدت گرفت و ناگهان مانند طوفاني آشکار شد . و شهر تبس را به لرزه در آورد .

image.jpg 

 در این تصویر " آتن " نور خود را نثار فرعون و ملکه نفر تی تی کرده و به آنها و سرزمین مصر گرما و برکت می بخشد در انتهای اشعه ها نشانه " صلیب حیات " به روشنی مشخص است

فرعون اخناتون از اين حرکت مردم به خشم آمد . پس ، شهر تبس را ترک کرد و تصميم گرفت پايتخت ديگري ، دور از شهر تبس بسازد و معبدهاي بزرگ و باشکوهي براي اتن بر پاي دارد . پايتخت جديد را" آفق آتن" نامگذاري کردند . اخناتون ، که از مردم متنفر شده بود ، کشور را به حال خود رها کرد و سرگرم آباد کردن آفق اتن و عبادت خداي خورشيد شد . او که معتقد بود : " با دميدن خورشيد ، انسان زنده مي شود و با غروب آن ، مي ميرد " روزها صليب به دست ( علامت آتن ) ، با بدن برهنه در مقابل آفتاب مي نشست تا شعاهاي سوزان خورشيد بر او بتابد و به وي برکت دهد .
اخناتون با اين کارها ضعيف شد و در بستر بيماري افتاد .
با ضعيف شدن پايه هاي حکومت فرعون ، جنگ بين طرفداران آمون و آتن نيز شدت گرفت . پيروان آمون با حمايت کاهنان معبد به معابد آتن يورش مي بردند و مجسمه هاي " صليب حيات " را سرنگون مي کردند ، و يا معبد را به آتش مي کشيدند .
پس از چند جنگ وحشيانه و هولناک در شهر تبس که با آتش سوزي هاي بزرگ همراه بود ، سرانجام طرفداران آمون پيروز شدند و همه جا را از آثار اين مذهب جديد پاک کردند .
به اين ترتيب ، زحمات اخناتون نتيجه نداد و با پايان يافتن دور خدايي آتن ، يک مرتبه ديگر آمون در مصر به خدايي رسيد . دشمنان اخناتون نيز از فرصت استفاده کردند و با مسموم کردن او به حياتش خاتمه دادند . شهر آفق آتن هم مانند يک شهر نفرين شده ، با همان سرعتي که به وجود آمده بود ، رو به ويراني نهاد . مردم از آنجا کوچ کردند ، دربا فرعون به شهر تبس منقل شد و بزودي کاخها ، معبدها ، خانها و باغها را انبوه ماسه هاي صحرا پر کرد .
وقتي که اخناتون با توطئه دشمنانش از ميان رفت ، چون فرزند پسر نداشت ، با نظر کاهنان معبد آمون و بزرگان دربار ، يکي از دامادهايش به نام " تُوت " به سلطنت برگزيده شد . فرعون تُوت براي انکه نشان دهد طرفدار آمون است نام " تُوت عنخ آمون " ( به معني تصوير مجسم آمون ) را بر خود نهاد و به عنوان فرعون جديد به سلطنت مصر نشست . ( قسمت اول )

*این مطلب مرتبط است با...*

sc3amon.jpg

تصویری مجسم از خدای خورشید

Write By : Meraj Marjani  بر گرفته از کتاب کاوش در گذشته تاليف هوشنگ فتحي



   ادامه مطلب...

¤ نوشته شده توسط king در پنجشنبه 1 فروردين 1387 ساعت 09:22 | موضوع: نفرین فرعون
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | ارسال نظر - نظرات (8)



جزیره اسرار آمیز( ایستر)

 easter_island_pictures.jpg

با سلام خدمت شما دوستان امروز درباره جزیره مرموز ایستر با یکدیگر صحبت می کنیم در ضمن دوستانی که مقاله ای در مورد باستانشناسی دارند می توانند به این ایمیل ارسال کنند تا با اسم خودشان در وبلاگ قرار بگیرد
ضمنا این مقالات منبع داشته و از وبلاگهای دیگر نباشد.
marjani.meraj@gmail.com
نظر فراموش نشود...

 جزيره اسرار آمیز ( ایستر)

در کره ي زمين جزيره ايستر هميشه به عنوان يکي از عجيب ترين مکانها شناخته شده است . اين جزيره در اقيانوس آرام جنوبي واقع شده است و از نزديک ترين جايي که انسان در آن زندگي مي کند يعني کشور شيلي و تاهيتي حدود 2 هزار مايل فاصله دارد . ورود به اين جزيره کار ساده اي نيست . اولين اروپايي که در جزيره ايستر ( عيد پاک ) سال 1722 اين جزيره را کشف کرد دريا سالار هلندي به نام جاکوب روگوين بود و به اين دليل نام جزيره را ايستر نهادند .
باستانشناسان مي گويند شواهدي وجود دارد که پلينزيايي ها اين جزيره را حدود 400 سال قبل از ميلاد کشف کردند ، در حالي که اکثر دانشمندان با اين نظريه موافق هستند ، بعضي مي گويند در واقع نخستين بار مردم آمريکاي جنوبي در اينجا ساکن شدند . " تورها يردال " کاشف ، نويسنده کتاب  کان تيکي ، به دليل شباهت مجسمه هاي جزيره به آثار سنگي مردم پرو ، که " موايي " ناميده مي شدند ، فرضيه اي مبني بر اين که ساکنان اوليه ي اين جزيره از کشور پرو بوده اند مطرح کرده است .
 

 easter_island_pictures5.jpg

موايي هاي جزيره در اندازه هاي متفاوتي از سايز کوچک و ارتفاع زير 1/2 متر تا 220 متر و حدود 150 تا 165 تُن وزن دارند .  تا به حال دانشمندان 887 عدد از اين مجسمه ها را در جزيره با ميانگين ارتفاع 4 متر و ميانگين وزني 13 تُن شمارش کرده اند . فقط 288 عدد از اين 887 مجسمه در آخرين آرامگاه خود قرار دارند  همچنين بقاياي مواد معدني يا مواد ديگري که هنگام حمل بر روي انها نشسته قابل  مشاهده است  .
امروزه سرزمين ، مردم و زبان ساکنين جزيره ايستر به گفته ي سکنه ي ان به " راپانويي " بر مي گردد . ساکنين جزيره زبان نوشتاريي دارند که " رونگورونگو" ناميده مي شود و حتي امروزه کاملا قابل رمز گشايي نيست . امروزه فقط 26 تابلو چوبي که شامل اين زبان است وجود دارد و هنوز معناي ان به وضوح مشخص نيست . به علاوه در جزيره تعداد پترو گليفس يا پيکره اي سنگي وجود دارد که تصوير پرنده ها و زندگي روزمره ساکنين اوليه جزيره روي ان حک شده است . آنها مثل يک برنامه روزانه نحوه ي زندگي و کارهاي روزمره ي  نسل هاي موفق را ، به تصوير کشيده اند .
يکي از بزرگترين عجايب جزيره ي ايستر توقف ناگهاني ساخت موايي " مجسمه ها " است . طبق نظريه دانشمندان افزايش بيش از حد جمعيت جزيره به اکوسيستم صدمه ي بسيار شديدي وارد کرده بود به گونه اي که ديگر نمي توانست نيازهاي مردم را بر آورده کند . عده اي از دانشمندان حدس مي زنند جنگل هاي جزيره در بعضي از مناطق کاملا نابود شده اند ، چون از چوب انها براي حمل مجسمه هاي غول پيکر موايي و از زمين ان براي کشاورزي استفاده شده است . پس از مواجهه با کمبود چوب تصميم گرفته اند که ديگر سنگهاي غول پيکر را را جابه جا نکنند ، بنابراين ، توقف ناگهاني جابه جايي با ساخت مجسمه ها در ارتباط است .
بنابر شواهد ، ساکنين جزيره ايستر سپس وارد يک جنگ خونين و مخرب شدند که بعضي معتقدند اين باعث به وجود آمدن ادم خواري شد . در همين دوران بود که همه ي مجسمه ها توسط اهالي جزيره تخريب شدند . باستانشناسان با تلاش هاي اخير موايي ها را در حالت ايستاده قرار دادند . بيماري هايي مانند آبله و سفليس ، در سال 1877 جمعيت جزيره را به 11 نفر کاهش داد ، به دنبال ان جزيره توسط ارتش شيلي در سال 1888 ، اشغال شد و امروزه جمعيت جزيره حدودا به 3800 نفر رسيده است .

easter_island_pictures4.jpg 

مجسمه هاي غول پيکر ، به ظاهر تهديد آميز ساخته شده بودند تا بيگانگان را از انجا دور نگهدارند. ارتباط عجيبي بين مجسمه ها و ساکنان جزيره ايستر در احترام به عقايد خود و قرباني کردن براي معبودان خود و حتي نوعي سحر و جادو وجود دارد .
موايي ها شبيه نگهبانان خاموشي هستند که در مقابل مهاجمان حالت تدافعي گرفته اند . مجسمه هاي عجيب و غريب با سرهاي ترسناک که به منظور محافظت رو به دريا دارند .
اگر چه انها گورستاني مانند استون هنج ندارند ، ولي ديوارها و کارهاي سنگي ساکنان جزيره استثنايي  بوده است و با بناهاي گورستانهاي مصر و پرو رقابت مي کنند . " خيلي ساده مي شد باور کنيم موايي ها مانند خيلي چيزهاي ديگر به وسيله بشقاب پرنده ها به اينجا آمده اند ، ولي اينگونه نيست! " . ( پايان)

* مطالعه بیشتر در این قسمت *

 easter_island_pictures12.jpg

                                                   نمایی از جزیره ایستر

" Write By : Meraj Marjani "  بر گر فته از کتاب " SECRETS & MYSTERIES OF THE WORLD"  نوشته " Browne , Sylvia" مترجم خانم مهناز ذاکراني


   ادامه مطلب...

¤ نوشته شده توسط king در پنجشنبه 16 اسفند 1386 ساعت 09:22 | موضوع: جزیره اسرار آمیز
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | ارسال نظر - نظرات (3)



اکتشافات جغرافیایی_3

 55923.jpg

با سلام وآرزوی موفقیت، امروز بعد از یک ماه به خدمت شما رسیدیم بعد از پار ه ای از مشکلات (برف ، امتحانات دانشگاه و تعویض سرور در انزلی بلاگ )امروز درباره آخرین قسمت از سفرهای کاپیتان جیمز کوک با شما صحبت می کنیم امیدوارم که استفاده های لازم را ببرید در ضمن نظر فراموش نشود...


در دوازدهم ژوئيه 1776 کوک براي بار سوم راهي دريا شد . اين بار يکي از ملوانان کارکشته بندرگاه ويتني کوک را همراهي مي کرد و علاوه باي کشتي رزولوشن کشتي 295 تني ديسکاوري ( کشف ) نيز به فرماندهي چارلز کلرک به کاروان پيوست . وي که ستوان يکم نيروي دريايي بود در اکتشافات پيشين شرکت داشت و از تجربه کافي برخوردار بود . در ميان خدمه کشتي ديسکاوري جوان 19 ساله اي وجود داشت که " جورج ونکوور نام داشت . ناوگان کوک نخست بسوي سرزمينهاي باختري آمريکاي شمالي ، رهسپار گرديد . با وجودي که آن سال انگلستان و کشورهاي متحده آمريکا با هم در جنگ بودند ، نيروي آمريکا به دليل اهميت علمي اکتشافات جغرافيايي مزاحمتي براي ناوگان کوک فراهم نياورد و آنان را در عمليات و تحقيقات علمي آزاد گذارد .
از آنجائيکه که طولاني شدن سفر کشتيها را به مرور فرسوده ساخته بود ، يک بار در 26 ژانويه 1777 در خليج ادونچر و بار دوم در دوازدهم فوريه در تنگه کوئين شارلوت لنگر انداختند و به تعمير کشتيها پرداختند . در پايان آوريل به جزاير فرندلي رسيدند و سه ماه عاري از کار و حادثه را در آن جا پشت سر گذاردند و خود را با مسابقات بوکس و رقص سرگرم کردند و در 11 اوت در جزيره تاهيتي پا بر خشکي گذاردند . به دستور کوک گله هاي گوسفند و بز و خوک بين بوميان تقسيم گرديد و به آنان تربيت اسب و سوارکاري آموزش داده شد و عليرغم ميل خود در مراسم قرباني يکي از مردان بومي شرکت کرد .

 cook.jpg

" در يکي از ديدارهاي کوک از جزيره تائيتي ، از وي دعوت مي شود تا در مراسم قرباني يکي از مردان جزيره شرکت کند . اين نقاشي که به وسيله جان ويبر تهيه شده ، کوک را که در گوشه اي ايستاده نشان مي دهد . در جلوي او دو پسر بچه خوکي را پوست کنده و روي آتش کباب مي کنند . در گوشه ديگر دو نفر ديگر به طبلهاي بلندي که در جلويشان قرار دارد مي کوبند و در برابر کاهناني که به زمين نشسته اند ، مرد قرباني در حالي که به چوبه مرگ بسته شده ، ديده مي شود . در وسط گورکن ها مشغول کندن قبر هستند و در پشت آنها جمجمه انسانهايي که قبلا قرباني شده اند به چشم مي خورد ."

 night_dance_webber_sized.jpg

کوک هر جا که مي رفت از او دعوت مي شد در مراسم محلي شرکت جويد . شرح بسياري از اين مراسمها در سفرنامه وي ديده مي شود و برخي از آنان به وسيله هنرمندان نقاشي شده در اين تابلو مراسم رقص بوميان را نشان مي دهد .

گروه اکتشافي پس از 5 هفته که طي انها کشتيها تعمير شدند به راه افتاد . در سپيده دم هجدهم ژانويه دو جزيره نسبتا بزرگ در افق نمايان شد که تا ان زمان پاي هيچ اروپائي به آن نرسيده بود . کوک جزاير مزبور را " سندويچ " ناميد که بعدها به مجمع الجزاير " هاوايي " شهرت پيدا کرد . نخست در يکي از جزاير مزبور که " کئوآي " نام داشت به شناسايي پرداختند و از شباهت بوميان آن با تاهيتيان و همانندي زبان آنان سخت در شگفت شدند و راز ارتباط آنان از ميان پهنايي اين چنين عظيم ،معمايي پيش رويشان مطرح کرد که تا به امروز همچنان حل نشده باقي مانده است .
کوک و يارانش روز بعد در محل مناسبي لنگر انداختند و با صدها بومي که در مقابلشان پيشاني بر خاک نهاده بودند ، روبه رو شدند و همانند خدا مورد پرستش قرار گرفتند .
بوميان جزيره مردمي مهربان ، فعال ، کاردان ، شناگر و دريانورد بودند و تمام ميوه هاي منطقه پلي نزي را مي شناختند و از سبزيجات به خوبي استفاده مي کردند و خوک و ماکيان پرورش مي دادند . خانه آنان با مصالح مقاوم ساخته شده بود و از حصير به عنوان کفپوش استفاده مي کردند .
بوميان هاوايي رويهمرفته زيبا بودند و خود را با خالکوبي مي آراستند و از شکم به بالا برهنه بودند . زنانشان زيبا بودند و در مقايسه با زنان تاهيتي نسبت به بيگانگان محجوب تر و متواضع تر بودند . مرد و زن حلقه هايي از گل و يا پر پرندگان به دور گردن و گيسوان خود مي آويختند و از صدفهاي دريايي ، دستبند و گردنبندهاي زيبا مي ساختند و در فن قايقراني و دريا نوردي از مهارت کافي برخوردار بودند . سلاح آنان نيزه و خنجر و فلاخن تشکيل مي داد و از فراز سکوئي سنگي به نيايش خدا مي ايستادند .
بعد از سفرهاي متعدد ديگري به پيشنهاد و توافق همگان دوباره به جزاير هاوايي بازگشتند . کوک و گروهي از يارانش قدم بر خاک هاوايي نهادند . براي چند هفته همه چيز به خوبي و خوشي گذشت ، اما اوضاع به تدريج عوض مي شد و کوک را به فکر فرو مي برد . ناچار در 4 فوريه جزيره را ترک کردند و يک هفته بعد دوباره به هاوايي برگشتند تا دکل کشتي فرماندهي را که بر اثر طوفان آسيب ديده بود ، تعمير کنند . اين بار با خوش آمد نه چندان گرم سلطان و بوميان روبه رو شدند . همان طوري که کوک پيش بيني کرده بود ، روابط به دلايل نامعلومي روز به روز تيره تر مي شد و رو به سردي مي گراييد . . در سيزدهم فوريه به کشتي دستبرد زده شد و بامداد روز بعد کوک به همراه ده تن ملوان به ساحل رفت و در حال عصبانيت به قدم زدن و مشورت پرداخت ، بر آن شده که سلطان را گروگان گرفته و به کشتي ببرند  سلطان در آغاز اعتراضي نکرد ولي يارانش راي او را زدند و به مقاومت در برابر کوک تشويقش نمودند . در اين موقع گروه کثيري از بوميان حمله کنان به لنگر گاه نزديک شدند ، نخست زدو خورد مختصري در گرفت و کدخداي جزيره بر اثر تيراندازي کشته شد ، بوميان خشمگين شروع به پرتاب سنگ کردند ، ياران کوک دست به اسلحه بردند و با سرنيزه به آنان حمله کردند . جنگ شدت گرفت و ناويان به دستور کوک به سوي بوميان آتش گشودند و عده اي از آنان راکشتند ، بوميان هجوم آوردند و چهار تن از ناويان کوک را به قتل رساندند و عده اي را زخمي کردند ، توپخانه کشتي با مشاهده اين وضعيت شروع به غريدن کرد و بوميان را به طور موقت عقب راند . کوک به قصد آتش بس رو به کشتيها ، پشت به بوميان کرد ، ناگهان تعادل خود را از دست داد و به زمين در غلطيد . يکي از بوميان از موقعيت استفاده کرد و با چماق ضربه اي به گردن کوک وارد کرد و به دنبال ان بوميان با خنجر و نيزه به او حمله ور شدند . ملواناني که جان سالم به در برده بودند به قايقها پناه بردند و کوک که تنها مانده بود به دهکده بوميان برده شد . چند روز بعد چارلز کلرک که در غياب کوک فرماندهي را بر عهده گرفته بود خبر ناخوشايندي را دريافت داشت و معلوم شد که "کوک "  به سرنوشت " ماژلان " دچار شده است . کلرک براي بازگشت به انگلستان نوميدانه در دريا به اين سو آن سو مي رفت و تلاش مي کرد تا شايد گذرگاه شمال باختري را پيدا کند ، سرگرداني ملوانان را به شدت تحت شرايط روحي بد قرار داده بود ، ناگزير دو تن از ياران کوک به نامهاي گور و جيمز کينگ به اين وضع پايان دادند و هدايت کشتيها را بر عهده گرفتند و سرانجام در 4 اوت 1780 در حالي که هفت از ناويان به وسيله بيماري ، سه نفر بر اثر تصادم و 5 نفر از جمله کوک در پي زد و خورد با بوميان هاوايي کشته شدند به انگلستان بازگشتند .

BHC0424.jpg
( پايان )

Write By : Meraj Marjani (برگرفته از کتاب اکتشافات جغرافيايي)



   ادامه مطلب...

¤ نوشته شده توسط king در پنجشنبه 2 اسفند 1386 ساعت 07:11 | موضوع: اکتشافات جفرافیایی_3
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | ارسال نظر - نظرات (7)



اکتشافات جغرافیایی_2

 Kurnell043_cook_natives.jpg

"با سلام زيبايي هاي برف چند روزيه که ادامه داره ولي براي مردم ايجاد زحمات فراواني کرده  در اين بين براي بعضي ها از جمله بچه ها زياد هم بد نبوده ". امروز دومين قسمت از اکتشافات جغرافيايي ادامه مي دهيم  در قسمت اول به زندگينامه جيمز کوک بزرگترين مکتشف کشور انگلستان پرداختيم امروز با بقيه ماجرا در خدمت شما هستيم ...
 

اکتشافات جغرافيايي _2

سفر جيمز کوک در پايان سال آغاز شد و کوک ضمن حرکت به سوي باختر از کرانه هاي جزيره نقشه برداري کرد . سپس به سوي کرانه هاي خاوري سرزميني که بعد ها استراليا نام گرفت ، رفت و آنجا را نيو سوت ويلز ناميد و به مالکيت سلطنت انگلستان در آورد و پس از عبور از گذرگاه تورس در 29 آوريل 1770 در خليج باتني پياده شد و بعد از دوسال و 11 ماه همانند يک قهرمان ملي به انگلستان بازگشت .
جيمز کوک دستاوردهاي خود را ناچيز مي دانست ، ضمن نامه اي به وزارت دريا داري انگلستان نوشت : "گرچه در سفرخويش تا اندازه اي موفق بوده ام ، اما پويش قاره جنوب هنوز در پيش است و به افتخار ان چشم دوخته ام " .
از سوي ديگر دالريمپل و هوادارانش ، اکتشافات کوک را ناچيز مي شمردند . اما کوک به دور از جنجالها ي دالريمپل ، خود را براي سفر دوم آماده مي ساخت و بر اين بود تا معماي قاره جنوب را براي هميشه حل کند .
وزارت دريا داري انگلستان پيشنهاد کوک را تصويب کرد و وي را به درجه کاپيتاني ارتقاء داد و دو کشتي يکي 462 تني به نام " ريزولوشن " عزم " و ديگري 340 تني به اسم " ادونچر " ماجرا " در اختيار او گذارد تا همراه با يک گروه علمي مرکب از 15 تن دانشمند و هنرمند و منشي و خدمتگزار به عمليات اکتشافي دست زند . اعضاي اصلي گروه از يک نقاش جوان به نام ويليام ويلز و ويليام بيلي تشکيل مي يافت و براي تعيين موقعيت دقيق جغرافيايي براي نخستين بار در تاريخ دريانوردي از " کرونومتر " استفاده شد .

cook_in_two_trip.jpg  </